aback
قهقرائی، بهعقب، غافلگیر، ناگهان، [اسکاتلند] منزوی، پرت .
abaciscus
قطعه مربع کاشی معرق .
abacinate
کورکردن .
aba
عبا، پارچه عبائی، مقیاس اندازهگیری عرض جغرافیائی
ab
پیشوند لاتین بمعنی <دوراز> و <از> و <جدائی> و <غیر> مانندABuseو . ABaxial
aaronic
(گیاه شناسی) گیاهی از خانواده هوفاریقون بنام hypericum calycinum ، هارونی . از نسل هارون، جزو گروه کشیشان پائین درجه مورمن . (mormon)
aaron
هارون برادر موسی
aardwolf
(جانورشناسی) : کفتار بومی جنوب و مشرق آفریقا .
a la carte
(در مورد کاغذ) جداجدا سفارش داده شده .
a bomb
بمب اتمی .